آنیلآنیل، تا این لحظه: 13 سال و 18 روز سن داره
آرادآراد، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

آنیل ، دختر مهر و ماه من و آراد ، نفسم

یک تا سه ماهگی

هلوی صورتی مامان امروز برایت شناسنامه گرفتیم............آنیل! به نظرم رسید بهترین اسمی است که می توانم با آن بخوانمت............اسمهای دیگری هم در گوشه ذهنم بود که هر کدام قشنگی خاص خودش را داشت...بزرگ شوی و خودت در موقعیت من قرار بگیری حتما متوجه می شوی که همه پدر و مادرها سعی شان را می کنند که بهترین نام را برای فرزندانشان انتخاب کنن و اینکه همیشه آرزومند این هستند که وقتی فرزندانشان بزرگ شدند از نامی که برایشان انتخاب کرده اند راضی باشند، من هم همین را آرزومندم!................                          &n...
20 خرداد 1393

نوید

25 بهمن 1391 خدایا شکر خدایا شکر خدایا شکر.... امروز آزمایش دادم. برای شنیدن یک جواب خاص... نویدی در راه است. بهاری در راه است. فرزندی در راه است ...الهی شکر...                                                               16 اسفند 1391 صدای قلبت را شنیدم قناری بهشتی من که بی صبرانه میزند ، چون تپش روح من برای داشتن تو....                    ...
18 خرداد 1393

بدون عنوان

                                                                                            ...
18 خرداد 1393

فردا

فرشته ام،  آنیل فرداروز میلاد توست و من  به این راز پی میبرم که تو خلق شده ای برای من از آسمان می آیی تا بهترین لحظه ها را برایم بسازی تمام دقایق مانده از عمرم  هدیه ای برای روز میلاد تو لمس بودنت مبارک ، تمام وجودم را که قلبی ست کوچک در قالب قابی از نگاه تقدیم چشمان معصومت میکنم و با بوسه ای عاشقانه می گویم آغاز بودنت مبارک عزیز دلم بیا که بی قرار در آغوش کشیدنت هستم 14 مهر 1392 ...
17 خرداد 1393

8 ماهگی

15 خرداد 1393 عطر یاسم 240 روزه شدی   ماه مامان مثل اینکه روزها همدیگر رو دنبال می کنند!!! چقدر زمان سریع می گذره!  سیب سرخ ما که ۸ ماه پیش ۵1 سانت قدش بود الان 68 سانت شده و برای خودش خانومی شده! بعضی موقع ها که مشغول بازی هستی همینجور مات نگاهت می کنم! یعنی این دختر کوچولو که داره با اسباب بازی هاش بازی می کنه همین کنجد تو دلی مامانشه؟ به پاهات نگاه می کنم که با چه قدرتی به دل مامانت لگد می زدی !                 این سارافون خوشگلو دایی علی برا شما خریده. چقدم بهت میاد سیب سرخ من   دخترم ای همه هستی من تو پر احساس ترین...
17 خرداد 1393

نخستین بهار بهارم

                        بهار زندگی من آنیل جان اولین بهارت مبارک  (نوروز1393)                                                                                                ...
12 خرداد 1393

تولد

چه لطيف است حس آغازي دوباره، و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس... و چه  حیرت انگیز است ، روز ابتداي بودن! و چه اندازه شيرين است امروز... روز ميلاد... روز تو! روزي که تو آغاز شدي! آری امروز است همان روزی که وعده داشتیم روزی که قرار بود بیایی و همه داشته ها و نداشته هایم شوی روزی که آمدی و زندگی را معنا بخشیدی  روزی که مادر شدم پروردگار را سپاسگزارم که مرا لایق دانستی ...   بهشت من خوش آمدی  که کاشانه مان  رنگین کمان شد....   15 مهر1392 صبح زود یه دوش گرفتم و همراه بابا و مامانی رفتیم بیمارستان بهمن تو شهرک غرب، ساعت 8 اونجا بودیم. مامان مینو و ...
11 خرداد 1393

انتظار

دخترماه ومهر من! راهروهای ذهن خسته من تاریک و پر از ابهامند.به خورشید چشمهایت بگو تا طلوع کند و این شب پراز دلشوره را به پایان ببرد.به خورشید چشمهایت بگو تابرمن بتابد و گرم کند این دستهای سرد و پراز تردید مرا. دخترکم! شاید اگر تو بیدارشوی و با آن نگاه ناب و پراز مهربانیت به من زل بزنی, کلمات یخ زده ذهنم گرم شوند و به جوش و خروش بیایند و برای تو از حال این روزهای من بگویند.  هفته اول مهرماه1392 عاقبت دريك شب ازشبهاي دور           كودك  من پا به دنيا مينهد آن زمان بر من خداي مهربان              نام&...
11 خرداد 1393